..........

امروز
توی یك نامه نوشتم : همه زندگیم شدی تو تو جوابم دادی اما : زندگی هست ، اما بی تو من نوشتم كه : یه روزی دل را باختم توی چشمات تو به من می گی كه : اون روز هوسی بوده تو چشمات من نوشتم كه : هوس هم ،می تونه یه عشق پاك شه تو نوشتی : زندگی هم ، می تونه بی تو بنا شه من نوشتم كه :شدم آب ، همچو شمعی رو به دریا تو نوشتی : خسته ام من ، رفته ای دیگه ز یادا من نوشتم : اما اینجا ، همه یاد تورو كردن تو نوشتی : اینه دنیا ، دل به دیگری سپردن من نوشتم : چه كنم من ، كه بشی تو یار خونم تو نوشتی : زندگیتو ، یه كتاب كن تا بخونم من نوشتم كه : كتابه ، زندگیم همش تو هستی تو نوشتی : كه دروغه ، حالا حتماً دیگه مستی من نوشتم :آره مستم ، مستِ اون چشمای نازت تو نوشتی : تو دروغی ، بسه دیگه نمی خوامت من نوشتم كه : می میرم اگه گفتی « نمی خوامت » تو نوشتی : نمی خوامت ، نمی خوامت ، نمی خوامت من نوشتم با تمنا : دیگه بس كن كه شدم اب تو نوشتی : این سرابه ، زندگیتو نده بر آب من نوشتم كه : سرابم واسة من یه امیده تو نوشتی كه :دیوونه ، این امیده نا امیده من نوشتم : نگو اینو ،من امیدم به جوابت تو نوشتی : این جوابت ، من كه گفتم ..... نمی خوامت من نوشتم : اشكای من ، شده بدرقة راهت تو نوشتی : عاشقی كن ، بگذر از من با نگاهت من نوشتم : عاشقم من ، عاشق یه لحظه با تو تو نوشتی : خسته ام من ، خسته از حكایت تو من نوشتم كه : می خونم من لالایی واسه خوابت تو نوشتی كه جدایی ، بهترین داروی خوابت من نوشتم كه : جدایی ، می شكنه قلبمو جانا تو نوشتی : چه كنم من ، این یه رسمه توی دنیا من نوشتم : حالا كه تو ، داری می ری بهترینم منم از غصه می میرم ، تا كه دوریتو نبینم.
بلاخره آشتی کردیممممممممممم
میبوسمت عشقم خیلی دوستت دارم.....
توی یك نامه نوشتم : همه زندگیم شدی تو تو جوابم دادی اما : زندگی هست ، اما بی تو من نوشتم كه : یه روزی دل را باختم توی چشمات تو به من می گی كه : اون روز هوسی بوده تو چشمات من نوشتم كه : هوس هم ،می تونه یه عشق پاك شه تو نوشتی : زندگی هم ، می تونه بی تو بنا شه من نوشتم كه :شدم آب ، همچو شمعی رو به دریا تو نوشتی : خسته ام من ، رفته ای دیگه ز یادا من نوشتم : اما اینجا ، همه یاد تورو كردن تو نوشتی : اینه دنیا ، دل به دیگری سپردن من نوشتم : چه كنم من ، كه بشی تو یار خونم تو نوشتی : زندگیتو ، یه كتاب كن تا بخونم من نوشتم كه : كتابه ، زندگیم همش تو هستی تو نوشتی : كه دروغه ، حالا حتماً دیگه مستی من نوشتم :آره مستم ، مستِ اون چشمای نازت تو نوشتی : تو دروغی ، بسه دیگه نمی خوامت من نوشتم كه : می میرم اگه گفتی « نمی خوامت » تو نوشتی : نمی خوامت ، نمی خوامت ، نمی خوامت من نوشتم با تمنا : دیگه بس كن كه شدم اب تو نوشتی : این سرابه ، زندگیتو نده بر آب من نوشتم كه : سرابم واسة من یه امیده تو نوشتی كه :دیوونه ، این امیده نا امیده من نوشتم : نگو اینو ،من امیدم به جوابت تو نوشتی : این جوابت ، من كه گفتم ..... نمی خوامت من نوشتم : اشكای من ، شده بدرقة راهت تو نوشتی : عاشقی كن ، بگذر از من با نگاهت من نوشتم : عاشقم من ، عاشق یه لحظه با تو تو نوشتی : خسته ام من ، خسته از حكایت تو من نوشتم كه : می خونم من لالایی واسه خوابت تو نوشتی كه جدایی ، بهترین داروی خوابت من نوشتم كه : جدایی ، می شكنه قلبمو جانا تو نوشتی : چه كنم من ، این یه رسمه توی دنیا من نوشتم : حالا كه تو ، داری می ری بهترینم منم از غصه می میرم ، تا كه دوریتو نبینم.
بلاخره آشتی کردیممممممممممم
میبوسمت عشقم خیلی دوستت دارم.....
...........
وقتي كه تنها بهانه دل تنهايم تو هستي چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي كه اشكهايم براي عشق تو جاري مي شود چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي دل بيقرارم تنها با تو آرام مي گيرد چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي كه آسمان دلم براي تو و دوري از تو هر دم مي بارد چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي تنها آرزويم در كنار تو بدون است چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي تنها دلخوشي خستگي هايم شنيدن صدايت است چگونه از تو بگذرم ؟
نمي داني كه انتظار ديدارت دل بيقرارم را پير كرد
نمي داني كه لحظه هاي بي تو بودن سخت ترين لحظات زندگي ام هستند
نمي داني كه براي رسيدن به لحظه با تو بودن تا كنون تمامي ستاره ها را شمرده ام
آري من ديوانه ام ، من ديوانه ام و ديوانگي هم عالمي دارد اي عشق من
اي كاش مي توانستم از عشق تو آواره كوي و بيابان شوم
اما چه كنم كه حتي آوارگي هم نمي تواند دواي دردم شود
آري من براي عشق تو گريه مي كنم ، گريه مي كنم ، گريه مي كنم
آنقدر اشك مي ريزم تا شايد خدا جوابم را دهد و نظري بر اين بنده حقير كند
آري عاشقم ، عاشقي دلشكسته و غريب كه در حسرت عشق تو پرپر مي شود
اگر عاشقي گناه است پس بدان من گناهكارترين بنده خدا هستم
اگر دوست داشتن تو معصيت است پس معصيت من عاشقي ست و بس
عاشق مي مانم ، عاشق گريه مي کنم عاشق مي ميرم
وقتي كه تنها بهانه دل تنهايم تو هستي چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي كه اشكهايم براي عشق تو جاري مي شود چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي دل بيقرارم تنها با تو آرام مي گيرد چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي كه آسمان دلم براي تو و دوري از تو هر دم مي بارد چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي تنها آرزويم در كنار تو بدون است چگونه از تو بگذرم ؟
وقتي تنها دلخوشي خستگي هايم شنيدن صدايت است چگونه از تو بگذرم ؟
نمي داني كه انتظار ديدارت دل بيقرارم را پير كرد
نمي داني كه لحظه هاي بي تو بودن سخت ترين لحظات زندگي ام هستند
نمي داني كه براي رسيدن به لحظه با تو بودن تا كنون تمامي ستاره ها را شمرده ام
آري من ديوانه ام ، من ديوانه ام و ديوانگي هم عالمي دارد اي عشق من
اي كاش مي توانستم از عشق تو آواره كوي و بيابان شوم
اما چه كنم كه حتي آوارگي هم نمي تواند دواي دردم شود
آري من براي عشق تو گريه مي كنم ، گريه مي كنم ، گريه مي كنم
آنقدر اشك مي ريزم تا شايد خدا جوابم را دهد و نظري بر اين بنده حقير كند
آري عاشقم ، عاشقي دلشكسته و غريب كه در حسرت عشق تو پرپر مي شود
اگر عاشقي گناه است پس بدان من گناهكارترين بنده خدا هستم
اگر دوست داشتن تو معصيت است پس معصيت من عاشقي ست و بس
عاشق مي مانم ، عاشق گريه مي کنم عاشق مي ميرم
بدون تو نمی میرم
ولی فرقی هم با مرده ها ندارم...
بیهوده
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی..منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه..سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت..بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟
می گی اره..بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم..تو چشماتو بستی..نمی بینی..
من تیغو از جیبم در میارم..نمی بینی که..سریع می برم..نمی فهمی..
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی فهمی که..دستم می سوزه ..
لبمو گاز می گیرم که نگم اااخ..که چشماتو باز نکنی..که منو نبینی..که نفهمی..
تو هنوز داری قصه می گی..چه قشنگه..نه؟
من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم..میریزه..
رو زانوم..از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..نه؟
حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..
تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..
می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت..
می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم..
می بینی دیگه نفس نمی کشم..
چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..
می دونی؟
من می ترسیدم خودمو بکشم..
از سرد شدن ..از تنهایی مردن..
از خون دیدن..میترسیدم..
وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..
مردن خوب بود..ارومه اروم...
گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم..
که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم..
بگم خوشگل شدیاااا..
که همون جوری وسط گریه هات بخندی..
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..
دل روح نازکه.. نشکونش..خب؟ 
تو باشی..منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه..سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت..بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟
می گی اره..بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم..تو چشماتو بستی..نمی بینی..
من تیغو از جیبم در میارم..نمی بینی که..سریع می برم..نمی فهمی..
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی فهمی که..دستم می سوزه ..
لبمو گاز می گیرم که نگم اااخ..که چشماتو باز نکنی..که منو نبینی..که نفهمی..
تو هنوز داری قصه می گی..چه قشنگه..نه؟
من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم..میریزه..
رو زانوم..از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..نه؟
حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..
تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..
می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت..
می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم..
می بینی دیگه نفس نمی کشم..
چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..
می دونی؟
من می ترسیدم خودمو بکشم..
از سرد شدن ..از تنهایی مردن..
از خون دیدن..میترسیدم..
وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..
مردن خوب بود..ارومه اروم...
گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم..
که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم..
بگم خوشگل شدیاااا..
که همون جوری وسط گریه هات بخندی..
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..
دل روح نازکه.. نشکونش..خب؟

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
بزن باران به این تن خسته ..........
نمی دانم چه حسی هست این عاشقی؟
وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم
وقتی صدایی می اید دوستت دارم ، وقتی سکوت است دوستت دارم
چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای ؟
*******************************************************
شکسپیر:
همیشه سعی کن به اونی که دوستش داری برسی به غیر از این مجبوری به هرکسی که رسیدی دوستش داشته باشی ..............
دلم اسیره.......
خدایا بین عقل و دلم کدوم رو انتخاب کنم .......
خدایا کمکم کن .........
تا دیر نشده ......
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by www.Dooostdashtani.blogfa.com blogfa.com


